تاريخ : جمعه 17 مهر 1394 | 19:08 | نویسنده :





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 30 دی 1393 | 20:51 | نویسنده :

 





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 8 مهر 1393 | 20:36 | نویسنده :

اینم تولد سه سالگی آرمین





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 21 تير 1393 | 18:44 | نویسنده :

خیلی  وقت بود وبلاگ آرمین جونمون  آپدیت نشده بود.

اینم یه سری از عکس های خنده آرمین  که خودش میگفت عکس بگیر و کلی ژست خوشگل میگرفتمحبت.





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 19 بهمن 1392 | 11:55 | نویسنده :

تاب بازی





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 11 دی 1392 | 23:31 | نویسنده :

      





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 15 آذر 1392 | 12:20 | نویسنده :





[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | 11:57 | نویسنده :

باز هم سلام

بالاخره بعد 3 ماه اومدم همدان ، انتظار و دلتنگیم تموم شد خیلی دلم برا همدان و فامیلا تنگ شده بود

چون من خیلی عمو هامو دوست دارم و دلم میخواد بیشتر ببینمشون

من دوست دارم همیشه بیام همدان پیش عمو و عمه و حاجی و عزیز اما بابام میگه نمیشه همیشه بریم

این داداش امین هم که هرچی بهش میگم ازم عکس بگیر بذار تو وبلاگ گوش نمیده همش میشینه پای کامپیوتر بازی آخه یکی نیست بهش بگه هفته ای 10 دقیقه هم وقتتو بذار برا داداش کوچولوت که فامیلا عکسامو ببینن و یکم از دلتنگیشون کم بشه اما گوش نمیده منم مجبورم صبر کنم تا بریم خونه عمه تا عمو مهدی ازم عکس بگیره و برام بذاره تو وبلاگم

این دفعه هم بردم آتلیه و خودش ازم چندتا عکس گرفت چون عکاسش ریش داشت من ازش ترسیدم و گریه کردم و این باعث شد که خود عمو ازم عکس گرفت خیلی عکس خوشگلی شده البته اینم بگم خودم خوشگلما که عکسم خوشگل شده

حالا شما ببینین و نظرتونو بگین

آرمین





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 21 تير 1392 | 16:06 | نویسنده :

 

آرمین

سلام

ماه گذشته بود که وقتی میرفتم بیرون میدیدم که عده ای عکسشونو چسبونده بودن به دیوار و یا از تلویزیون پخش میکردن از بابام پرسیدم اینا کی هستن و چرا عکساشونو میچسبونن به دیوار ؟

بابام هم گفت اینا نامزد انتخابات شدن

برام جالب بود اما نمیدونم چرا چندتا از فامیلامون هم که نامزد دارن عکسشونو نمیچسبونن به دیوار و یا از تلوزیون پخش نمیکنه ؟

منم تصمیم گرفتم نامزد کنم یعنی نامزد بشم مثله اینا که عکسشونو میزنن دیوار

خیلی دوست دارم یه شورا مثله شورای شهر که بابام برام توضیح داد درست کنم و از دوستام دعوت کنم بیان تو جلسه با هم صحبت کنیم و مشکلاتمونو بگیم و براشون یه فکری کنیم

الان یکی از بزرگترین مشکلاتی که من دارم و نمیدونم چی کار باید کنم اینه که چند روزه مامانم بهم شیر نمیده

منم هرچی بهش میگم گوش نمیده میگه تو دو سالت شده منم میخوام روزه بگیرم دیگه نمیشه بهت شیر بدم

حالا اگه شورای کودکان شهر رو تشکیل بدم شاید بتونیم با هم دیگه مشکلاتمونو حل کنیم





[موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 13 تير 1392 | 13:06 | نویسنده :

 

آرمین

 





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد